X
تبلیغات
مقالات بازاریابی و کسب و کار اینترنتی
مقالات بازاریابی و کسب و کار اینترنتی
در این وبلاگ مقالات بازاریابی اینترنتی و راه اندازی کسب و کار اینترنتی قرار داده می شود
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۰:۴۶ توسط Javid Garshasbi | نظر(0)

در اين نوشتار با ۱۰ گام ساده ولي ضروري براي راه اندازي كسب و كار ميلياردي يا بهتر است بگويم ۱۰ ميليارد توماني از زبان شخصي آشنا خواهيد شد كه دو كسب و كار ميلياردي را يكي با همسرش و ديگري را دوست اش راه اندازي كرد و در سال اول درآمد آن ها را  به ۱۰ ميليارد تومان رساند.

آموزش ۱۰ گام ساده براي راه اندازي كسب و كار ميلياردي در يك سال

ايجاد و راه اندازي كسب و كار ميلياردي آسان نيست. من به‌عنوان كسي كه تابه‌حال دوبار كارآفريني كرده‌ام، فراز و نشيب‌هاي راه اندازي كسب و كارميلياردي و فرهنگ آفريني را تجربه كرده‌ام. سواي فرزندانم، براي هيچ چيز ديگري به خودم نمي‌بالم غير از دو شركتي كه ساخته‌ام: Likeable Media وLikeable Local.

در دوره اي كه به نظر مي رسد كسب و كارهاي فناوري بسيار موفق ، مشهورترين كسب و كارها هستند، ولي واقعيت اين است كه اكثر كسب و كارها، چه موفق چه ناموفق، كسب و كارهاي خدماتي كوچك‌تر هستند. در اين‌جا ۱۰ گام  راه اندازي نخستين شركت و راه اندازي كسب و كار ميلياردي ما كه يك آژانس بازاريابي بود و نيز نقشه‌ي ساخت آن ارائه مي‌شود. درآمد اين شركت پس از يك سال به بيش از ۱۰ ميليارد تومان بالغ كرديد. اگر بخواهيد شما هم مي توانيد با برداشتن اين ۱۰ گام مثل ما در كم تر از يك سال يك كسب و كار  ميلياردي يا بهتر است بگويم ۱۰ ميليارد توماني داشته باشد.

مطلب مرتبط: فهرست ۳۴۰ مشاغل خانگي زودبازده در ايران

۱. يك شريك قابل اعتماد پيدا كنيد

در اوابل دهه‌ي ۲۰ زندگيم، در راديو ديزني در كار فروش بودم. من فروشنده‌ي شماره يك در كشور بودم تا اين‌كه خانمي كه بعدا همسرم شد به دفتر من پا گذاشت و ظرف مدت تنها ۴ ماه، من شدم نفر شماره‌ي ۲. مبهوت و مجذوب استعدادش شدم و دو چيز را دريافتم: الف) بايد با او ازدواج كنم و ب) بايد با او يك كسب و كار راه‌اندازي كنم.

در ۲۰۰۷، وقتي مراسم ازدواج‌مان را برنامه‌ريزي مي‌كرديم، دريافتيم كه نمي‌توانيم از پس يك عروسي بزرگ در نيويورك بربياييم، پس يك طرح بازاريابيريختيم. در جولاي ۲۰۰۷، من و همسرم يك مراسم عروسي اسپانسردار را در استاديوم بيسبال با حضور ۲۰۰ نفر از دوستان و خانواده و ۵،۰۰۰ نفر غريبه برگزار كرديم. ما ۲،۰۰۰،۰۰۰ تومان براي كارهاي خيريه جمع كرديم و ۲۰۰ ميليون تومان هم از طريق رسانه‌هاي اكتسابي (رسانه‌هايي كه مطالب را بدون دريافت پول به اشتراك مي‌گذارند و اطلاع‌رساني مي‌كنند. م.) به‌دست آورديم. هر آدمي كه نتيجه را مي‌ديد شگفت‌زده مي‌شد. وقتي تأمين‌كننده از ما پرسيد برنامه‌ي بعدي چيست؟ با خودمان فكر كرديم: “نمي‌توانيم دوباره ازدواج كنيم، پس به‌جاي آن يك شركت تأسيس مي‌كنيم”.

هرچند همه نمي‌تواند مثل ما با شوهر يا همسرشان كسب و كاري را راه‌اندازي كند، ولي از اين گذشته هميشه خوب است كه يك شريك قابل اعتماد داشته‌باشيد و تمام تلاش‌تان را به آن اختصاص دهيد. براي كسب و كار دوم، با دوست سي ساله‌ام شريك شدم و محصول خودمان را توليد كرديم. شما چطور؟ شما با چه كسي مي‌توانيد شريك شويد؟

مطلب مرتبط: ۷ راه براي بهبود كسب و كار اينترنتي

۲. يك استراتژي بسازيد و روي يك چيز متمركز شويد

اگر از من بپرسيد اولين كاري كه در راه اندازي كسب و كار اولم انجام دادم چه بود، به شما مي‌گويم، يافتن پاسخ اين پرسش كه ‘چه كاري بايد انجام شود؟’ و اگر از من بپرسيد چه اندازه اعتبار فراهم كرديم، به شما مي‌گويم، ‘بودجه‌تان چقدر است؟’ اين‌ها براي درآمدزايي مفيد بودند ولي پايدار نبودند. نهايتا، كسب و كارهاي زيادي به‌خاطر اين‌كه استراتژي معقول و كانون تمركز مشخصي نداشتند با شكست مواجه شدند.

من از مدل استراتژيك يك صفحه‌اي ورنه هارنيش براي هر دو كسب و كارم استفاده كردم. تيم‌هاي مديريتي ما به‌صورت فصلي براي طرح‌ريزي استراتژي‌ها گرد هم مي‌آيند، و باور كنيد يا نه، به لطف ابزار ورنه، تمام طرح كسب و كار و استراتژي را تنها بر روي يك صفحه‌ي كاغذ خلاصه كرديم.

۳. به هر چيزي كه از كانون تمركز كسب و كارتان خارج است بگوييد «نه»

خلق و طراحي استراتژي و تعيين كانون تمركز ساده‌تر از تعهد به آن است. ولي اگر قرار است موفق باشيد، نه تنها ‘بله’ گفتن به چيزهاي درست مهم است، بلكه ‘نه’ گفتن به چيزهاي غلط نيز مهم است.

نقطه‌ي عطف اصلي موفقيت ما در نخستين كسب و كارمان زماني بود كه چارلي را اخراج كرديم. چارلي يك رستوران‌دار يوناني در جزيره‌ي كويينز بود. يك آدم فوق‌العاده خوب بود كه رستوران و رويدادهاي خاصش را به كمك ما رونق داد. ولي او تنها ۵ ميليون تومان به صورت ماهانه مي‌توانست به ما پرداخت كند. من مي‌دانستم اين مبلغ با اهداف كسب و كارمان جور درنمي‌آيد. پس خودمان بادست خودمان عذر صاحب كار اول مان را خواستيم و پس از آن  بر جذب مشتريان بزرگ‌تر متمركز شديم، يعني به سراغ كساني رفتيم كه بهتر مي توانستند به رشد ما كمك كنند. نه گفتن واقعا سخت است – ولي ضروري است، البته اگر واقعا به‌فكر رشد و گسترش كسب و كار كوچك‌تان هستيد.

مطلب مرتبط: اگر قصد راه اندازي مشاغل‌خانگي را داريد بخوانيد

۴. از حمايت همتايان‌تان بهره‌مند شويد

در رأس بودن بي ترديد تنهايي و انزوا به همراه دارد. حقيقتا اين گونه است. حتي اگر يك شريك خوب هم داشته‌باشيد بازهم مديريت يك كسب و كار يكي از تنهاترين مشاغل دنيا است.  هيچ‌كس واقعا درك نمي‌كند در اين راه چه به‌سرتان مي‌آيد و چه دردهايي متحمل مي‌شويد. بخش عظيمي از تبديل شدن درآمدمان از ۱۰ ميليارد به ۵۰ ميليارد ظرف مدت ۳ سال به اين خاطر بود كه در ۲۰۱۰ به سازمان كارآفرينان (EO) پيوستم. سازمان كارآفرينان بزرگترين شبكه‌ي همتا-به-همتا در ميان مدير عامل‌ها است، و مهمترين عنصر آن جلسات ماهيانه با همكاران كارآفرين است كه به آن اتاق گفتگو مي‌گويند. اتاق گفتگوي شش نفره‌ي ما يكي از مهمترين منابع در كسب و كار و زندگي من، دوستان نزديك من، و يك سيستم حمايتي عالي است.

۵. گروهي از مشاوران تشكيل دهيد

امكان ندارد همه‌چيز را بدانيد، حتي اگر يك شريك عالي داشته‌باشيد و همتايان بي‌نظيري در اطراف‌تان باشند، باز هم با كمك گرفتن از ديگران مي‌توانيد كسب و كارتان را رشد دهيد. اين‌كه دوستان و مربياني داريد كه به شما كمك مي‌كنند بسيار عالي است، ولي پيشنهاد مي‌كنم استادان و مربيان‌تان را از طريق تشكيل گروه مشاوران رمزنگاري كنيد.

در ۲۰۱۲، از دوستان و مربيان قديمي، كاركشته و با استعداد با تجارب گسترده در زمينه‌هاي مختلف: امور مالي و تامين مالي، حقوق، بازاريابي، مديريت برند و فروش، دعوت كرديم. هيئت مشاوران محبوب‌مان را تشكيل داديم و به سرعت گروهي ۱۱ نفره از كساني تشكيل شد كه هر زمان به مشكلي برمي‌خورديم مي‌توانستيم روي كمك و مشورت آن‌ها حساب كنيم و به‌صورت رسمي چهار مرتبه در سال براي كمك به رشد كسب و كار گرد هم جمع مي‌شديم.

همه‌ي ما دوستان و مربياني داريم كه تجربه‌شان از ما بيشتر است- با تشكيل گروه مشاوران از تجربيات بيشتري مي‌توانيد استفاده كنيد.

مطلب مرتبط:۱۰۱ ايده كسب و كار كوچك كه آينده‌تان را مي‌سازد

۶. با دقت و وسواس استخدام كنيد ولي به سرعت اخراج كنيد

زماني كارمند سابقم درباره‌ي يكي از مديران فروش به من گفت “ديويد، براي من مهم نيست كه اگر پول زيادي هدر مي‌دهد. اين مرد در دستشويي با اعضاي تيمش كوكائين مصرف مي‌كند”.

وقتي به بزرگترين اشتباهاتم به‌عنوان يك كارآفرين فكر كردم، همه حول محور استخدام آدم‌هاي اشتباه مي‌چرخيدند، ‌يا حتي از آن هم بدتر، نگه‌داشتن آدم‌هاي اشتباه براي مدتي طولاني‌تر از آن‌چه لايقش بودند. كارمندي كه در بالا از او ياد شد، بلافاصله پس از اين مكالمه به او اجازه‌ي رفتن دادم- ولي شايد بايد دو ماه زودتر اين كار را مي‌كردم.

اتفاقي كه غالبا مي‌افتد اين است كه، استخدام افراد با سرعت و عجله صورت مي‌گيرد و به استخدام فردي اشتباه براي منسبي اشتباه منجر مي‌شود. آن‌گاه، حتي با وجود اين‌كه درك ما مي‌گويد فردي اشتباه را استخدام كرده‌ايم، نمي‌خواهيم اين واقعيت را بپذيريم، پس تلاش مي‌كنيم اين تصميم‌مان را توجيه كنيم، و آن فرد را به‌سوي موفقيت سوق دهيم، و/يا او را بر مسند جديدي بنشانيم.

اين كار معمولا مخرب‌تر از استخدام آدم‌هاي اشتباه است! راه حل چيست؟ با دقت استخدام كنيد و به سرعت اخراج كنيد.

مطلب مرتبط:۲۵ ايده كسب‌ و كا پاره وقت

۷. فرهنگ و ارزش‌هاي فوق‌العاده‌اي بسازيد

شما و كارمندان‌تان بيشترين زمان بيداري‌تان را در محل كارتان سپري مي‌كنيد نه در خانه يا با خانواده‌تان. از اين‌رو ارزش‌هاي اصلي كه داريد و فرهنگي كه در محل كار مي‌پرورانيد قطعا براي موفقيت و خوشحالي‌تان ضروري است.

در اين دو شركت براي ايجاد ارزش‌هاي اصلي كه طنين‌شان در اين شركت بپيچد زحمت زيادي كشيديم. ازجمله، براي Likeable Media: شفافيت، مسئوليت‌پذيري، و علاقه‌مندي؛ براي Likeable Local علاقه به كسب و كارهاي كوچك، علاقه به موفقيت مشتري، تحرك و پيشرفت مداوم. همچنين براي فرهنگ سازي نيز بدون خستگي تلاش كرديم: استراحت‌گاهي در خارج از اداره، وقايع اجتماعي، مزاياي منحصر به‌فرد مانند خدمات ماساژ در محل كار. نتايج: Likeable Media براي سه سال متوالي به‌عنوان بهترين محل كار در نيويورك در بررسي وب‌سايت Crain معرفي شد- و همچنان بهترين و برترين افراد نيويورك را به خود جذب مي‌كند.

۸. برند خودتان را بسازيد

دنياي اينترنت همراه و شبكه‌هاي اجتماعي كار را براي كسب و كارهاي كوچك راحت‌تر از قبل كرده است تا بتوانند ‘عمل كنند و جهاني بنگرند’. يكي از نخستين تصميمات هفت سال پيش ما اين بود كه يك بلاگ خبررساني روزانه راه‌اندازي كنيم. چندين سال بعد، يكي از پرخواننده‌ترين بلاگ‌ها در بازاريابيشبكه‌هاي اجتماعي را در اختيار داشتيم- و آن بلاگ نه‌تنها برند ما را ساخت- بلكه مشتريان زيادي هم جذب كرد.

امروزه، خواه از طريق بلاگ‌تان باشد، يا فيسبوك، توييتر و لينكدين، از طريق ويديوي آنلاين يا تصاوير، يا مقالات يا اوراق سفيد، اين توانايي را داريد كه به صورت مداوم برندتان را بسازيد- كسب و كارتان را براي مشتريان‌تان موثق‌تر، و قابل اعتمادتر و دسترسي به آن را آسان‌تر كنيد. وقتي نوبت به ساخت برند خودتان مي‌رسد، شبكه‌هاي اجتماعي هماهنگ كننده‌ي خوبي هستند و فرصت فوق‌العاده‌اي دراختيار داريد تا برند كسب و كار كوچك‌تان را بزرگ كنيد.

۹. درخواست توصيه نامه كنيد

اواخر ۲۰۱۱ بود كه به بن‌بست خورديم. مشتري جديدي نداشتيم، و براي نخستين بار در كسب و كار، من و همسرم به اين فكر مي‌كرديم آيا مي‌توانيم به رشد كسب وكارمان ادامه دهيم يا نه. سپس، يكي از مشاوران ما گفت، ‘آيا از مشتريان‌تان تقاضاي توصيه‌نامه كرده‌ايد؟’

به‌نظر بديهي مي‌آمد، درست مانند ايده‌هاي خوب زيادي كه واقعيت داشتند. پس همين كار را كرديم و درخواست توصيه‌نامه كرديم، و چيز بعدي كه ديديم سيل مشتريان بود كه به رونق كسب و كار و بازگشايي واحدهاي تعطيل‌شده منجر شد. دريافت توصيه نامه از مشتريان كنوني‌تان بهترين شكل بازاريابيبوده‌است و خواهد بود، چرا كه اگر كارتان را خوب انجام دهيد، آن‌ها هم به شما كمك مي‌كنند. پس اگر درخواست توصيه نامه نكنيد هيچ شانسي براي بقا نداريد.

مطلب مرتبط: ۱۸ ايده‌ي كسب و كار اينترنتي كه پول‌ساز هستند

۱۰. همه‌چيز به آدم‌ها بستگي دارد

Likeable Media و Likeable Local بدون كارمندان، شركا و مشاوران‌مان به هيچ‌جا نمي‌رسيد. پنج مورد از نه مورد بالا به افراد مرتبط است. حقيقت اين است كه، فعاليت شما به‌عنوان يك كارآفرين و رهبر سه جنبه دارد: افق و استراتژي را تعيين كنيد، اطمينان حاصل كنيد پول كافي در حساب‌تان براي پرداخت چك‌ها هست، و آدم‌هاي درستي را در مسندهاي درست بنشانيد. افرادي كه استخدام يا اخراج مي‌كنيد، آدم‌هايي كه با آن‌ها شراكت مي‌كنيد يا نمي‌كنيد، كساني كه از آن‌ها مشاوره مي‌گيريد يا تصميم مي‌گيريد از آن‌ها مشاوره نگيريد- اين آدم‌ها هستند كه باعث موفقيت يا شكست شما مي‌شوند. اين آدم‌ها به شما كمك مي‌كنند تا از ۰ به ۵۰۰ ميليون، يا از ۰ به ۱۰ ميليارد، يا از ۰ به ۵۰۰ ميليارد برسيد.

كسب و كار شما يعني آدم‌هايي كه در كنارتان داريد. آدم‌هايي كه در اطراف‌تان هستند ضامن موفقيت آينده‌ي شما هستند. همين حالا دست به كار شويد و آدم‌هاي درستي دور هم جمع كنيد و كسب وكار كوچك رؤيايي‌تان را بسازيد.

حالا نوبت شماست: رازهاي موفقيت شما در كسب و كارتان چيست؟ از چه گام‌هايي پيروي كرديد؟ چه چيزي در اين فهرست گامهاي راه اندازي كسب و كارميلياردي از قلم افتاده‌است؟ لطفا نظرات خود را در اين مورد با ما در ميان بگذاريد.

 

منبع : بازده


برچسب‌ها: كسب و كار اينترنتي,آموزش راه اندازي كسب و كار اينترنتي,ساخت يك كسب و كار اينترنتي,


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۰:۴۴ توسط Javid Garshasbi | نظر(0)

افزايش ترافيك سايت قدمي ضروري در موفقيت اينترنتي است.

سايت شما در هز زمينه‌اي باشد، اولين چيزي كه به آن نياز داريد بازديد‌كننده است. بدون داشتن بازديدكننده علاقه‌منداني نخواهيد داشت و در نتيجه فروشتان صفر خواهد بود!

با استفاده از ۸ روش زير مي‌توانيد از همين امروز به افزايش ترافيك سايت و ايجاد ترافيك پايدار براي سايتتان بپردازيد:

۱. موتورهاي جستجو

اولين قدم بزرگ براي افزايش ترافيك سايت  اين است كه سايت خود را به تمام موتورهاي جستوجو معرفي كنيد و آن را طوري بهينه كنيد كه وقتي كسي كلمات كليدي سايتتان را جستجو كرد جزو اولين نتايج جستجوي سايت‌هايي مثل گوگل باشيد. همچنين سايت خود در تمام دايركتوري‌ها و مرجع‌هاي آنلاين ثبت كنيد. دايركتوي‌ها يا فهرست‌ها سايت‌هايي هستند كه سايت‌هاي ديگر را معرفي مي‌كنند. براي يافتن سايت‌هاي دايركتوري در گوگل عبارت «فهرست سايتهاي فارسي» را جستجو كنيد.

موتورهاي جستوجوي معروف و مهم گوگل، ياهو و بينگ هستند ولي مطمئن شويد كه سايتتان در موتورهاي جستجوي غير‌معروف ديگر هم ثبت شود چون تعداد سايت‌هايي كه شما را در فهرست خود داشته باشند در رنكينگ موتورهاي جستوجوي ياهو و گوگل تاثير‌گذار است.

 

۲. استفاده از فروم‌ها يا انجمن‌ها

نوشتن مقالات در انجمن‌ها و جواب دادن به پست‌هايي كه با كارتان مرتبط است روش بسيار خوبي براي مطرح كردن خودتان است. به‌سادگي با پاسخ دادن به سوالاتي كه در فروم ها مطرح مي‌شوند مي‌توانيد به‌راحتي بين علاقه‌مندان به‌عنوان يك متخصص در كسب‌و‌كارتان مطرح شويد. همچنين به سوالات رايج و نياز‌هاي اصلي علاقه‌مندان پي خواهيد برد. همچنين بررسي كنيد كه قوانين فروم به ‌شما اجازه بدهد كه لينكي از خود را به‌عنوان امضا يا زير‌نويس قرار دهيد. اگر چنين است حتما از اين فرصت استفاده كنيد تا مردم با خواندن جواب‌‌ها و مطالب شما علاقه‌مند به بازديد از سايت شما شوند. اين موضوع باعث افزايش ترافيك سايت شما مي‌شود.

 

۳. از امضا‌ ايميل استفاده كنيد

يك امضاي ساده با يك توضيح يك‌خطي در مورد مزاياي اصلي خدمات خود تهيه كنيد. اين امضا را مي‌توانيد زير هر ايميلي كه مي‌فرستيد قرار دهيد. حتي مي‌توانيد ايميل‌هايي با مطالب مرتبط تهيه كنيد و با امضاي خودتان پخش كنيد. دقت كنيد كه اين ايميل‌ها وقتي دست‌به‌دست فوروارد شوند تعداد خيلي بيشتري از علاقه‌مندان تبليغات‌ تان را خواهند ديد. دقت كنيد كه احتمالا دوستان كساني كه به كارتان علاقه‌مند هستند و ايميل فوروارد شده به دستشان مي‌رسد نيز احتمالا به كارتان علاقه‌مند خواهند بود.

 

۴. وبلاگ‌ها

اين روش افزايش ترافيك سايت هم درست مانند نوشتن مطلب و نظر دادن در فروم ها است. مي‌توانيد در وبلاگ‌هاي مرتبط نظر بدهيد. بسياري از وبلاگ‌نويسان از اينكه به‌عنوان مهمان در وبلاگشان مطلب بنويسيد خوشحال مي‌شوند. مزيت اين روش نسبت به نوشتن مطلب در فروم ها اين است كه از اعتبار وبلاگ و نويسنده اصلي آن براي اعتبار بخشيدن و تاييد خودتان استفاده مي‌كنيد.

 

۵. رسانه‌هاي اجتماعي

در تمام رسانه‌هاي اجتماعي معروف صفحه‌اي بسازيد و مطالب مفيد و ارزشمندي درباره كارتان منتشر كنيد. در اين صفحات تا حد ممكن به معرفي محصولان خود نپردازيد. مطالبي بنويسيد كه مخاطبان شما از ديدن آن لذت ببرند. شايد بهترين كار انتشار مطالب آموزشي بسيار كوتاه باشد چون به سرعت به افزايش ترافيك سايت شما كمك مي‌كند.

 

۶. تبادل لينك

تبادل لينك با سايت‌هاي غير‌رقيب ولي مرتبط با كسب‌و‌كارتان يا مرتبط با بازار هدفتان مي‌تواند منبع فوق‌العاده‌اي براي به‌دست آوردن ترافيك مفيد باشد. در اين روش هم شما و هم سايتي كه با آن تبادل لينك مي‌كنيد بهره مي‌برند. به سايت‌هايي درخواست تبادل لينك بدهيد كه رتبه آلكساي آن‌ها تقريبا با رتبه شما يكسان است. توقع نداشته باشيد سايت‌هاي با رتبه بسيار بهتر از شما حاضر به تبادل لينك شوند.

 
۷. تبادل تبليغ

از فضاي تبليغاتي سايت‌تان براي تبليغ سايت ديگري استفاده كنيد و از آن سايت بخواهيد كه تبليغ سايت شما را در سايت خود قرار دهد. اين كار چيزي شبيه تبادل لينك است ولي به جاي لينك احتمالا يك بنر تبليغاتي رنگارنگ را تبادل مي‌كنيد.

 

۸. انتشار مقاله

مقاله‌هاي كوتاه يا چند‌صفحه‌‌اي بنويسيد و در بخش منابع و «درباره نويسنده» توضيحاتي در مورد خودتان و لينكي به سايت خود درج كنيد. اين مقالات را بسته به طول مقاله به سايت‌هاي خبري، مجلات معمولي يا مجلات اينترنتي و يا به سايت‌هاي دانلود و پخش مقالات بفرستيد. اين مقالات علاوه بر افزايش بازديد‌كنندگان سايت، باعث شناخته شدن شما به‌عنوان يك متخصص در حوزه كاري مرتبط مي‌شوند و احتمال خريد از شما افزايش مي‌يابد. همچنين عده زيادي اين مقالات را باز‌نشر خواهند كرد يا در سايت خود خواهند گذاشت كه مقدار زيادي ترافيك و اعتبار مجاني برايتان به ‌همراه خواهد آورد.

منبع: مدير سبز

برچسب‌ها: افزايش ترافيك سايت,افزايش بازديد سايت,روش هاي افزايش ترافيك وب سايت,


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۰:۴۲ توسط Javid Garshasbi | نظر(0)

ترفندهايي كه خيلي‌ها نمي‌دانند!
ژان بقوسيان

از سال قبل آموزش بازاريابي با اينستاگرام را آغاز كرده‌ام و چندين كارگاه تخصصي در اين زمينه برگزار كرده‌ايم. در اين شماره مي‌خواهم چند ترفند ارزشمند را با شما دوستان هميشگي موفقيت در ميان بگذارم.

روند انفجاري اينستاگرام

اگر اكانت اينستاگرام داريد، آيا اينستاگرام را بيشتر چك مي‌كنيد يا ايميلتان را؟ روز به روز بازاريابي با ايميل سخت‌تر مي‌شود. البته منظورم اين نيست كه قدرتش را از دست داده يا بايد كنار گذاشته شود. هنوز اصلي‌ترين روش ارتباط در بازاريابي اينترنتي همان ايميل است. ولي اطلاع‌رساني، جلب‌توجه مخاطب و بازاريابي از طريق رسانه‌هاي اجتماعي هر روز آسان‌تر مي‌شود. دليل آن است كه رسانه‌هاي اجتماعي براي مخاطب خيلي بيشتر از سايت ما يا حتي ايميل شخصي جذاب است.

جاي هيچ شكي نيست كه اينستاگرام توانسته رتبه اول را در تمام رسانه‌هاي اجتماعي موبايل به خود اختصاص دهد. اينستاگرام بيش از ۳۰۰ ميليون كاربر دارد كه بيش از ۲۰۰ ميليون از آن‌ها كاملا فعال هستند. يعني مطالب جديد را مي‌بينند. جالب است بدانيد هم‌اكنون بيش از ۲۰ ميليارد عكس در اينستاگرام وجود است، يعني تقريبا به ازاي هر فردي كه روي كرده زمين زندگي مي‌كند ۳ عكس وجود دارد!

اگر بتوانيم از اينستاگرام درست استفاده كنيم و ترفندهاي‌ آن را بدانيم به راحتي مي‌توانيم برندمان را محبوب‌تر كنيم و همچنين محصولات و خدمات را بفروشيم. شما حتي اگر سايت نداشته باشيد باز تا حدي مي‌توانيد از روش‌هاي بازاريابي با اينستاگرام استفاده كنيد. اگر فرصت بازاريابي با رسانه‌هاي اجتماعي را از دست بدهيد، يك ابزار تبليغاتي رايگان و بسيار قدرتمند را كنار گذاشته‌ايد.

هنگامي كه تعداد فالوورهاي اينستاگرام سايت مديرسبز حدود ۱۰۰۰ نفر بود، حدود ساعت ۸ عصر پنجشنبه يك كوپن تخفيف در اينستاگرام گذاشتم و نوشتم فقط تا ۲۳:۵۹ امشب. يعني آن كوپن فقط براي ۴ ساعت معتبر بود. فقط در آن ۴ ساعت چند ميليون تومان فروش ايجاد شد. اگر همين كار با ايميل انجام مي‌شد قطعا به اين سرعت نتيجه نمي‌داد. براي ديدن اين مورد واقعي مي‌توانيد در اينستاگرام modiresabz را جستجو كنيد.

اگر ميزان كل فروش را به تعداد دنبال‌كننده‌ها تقسيم كنيم مي‌بينيم در اين مورد خاص مالي هر فالوور حدود ۴۰۰۰ تومان مي‌شود. يعني هر دنبال‌كننده برايمان مي‌تواند ۴۰۰۰ تومان فروش ايجاد كند. بنابراين حتي ارزش دارد بر تبليغاتي سرمايه‌گذاري كنيم كه نتيجه آن افزايش تعداد هواداران ما شود.

مدل‌ جديد بازاريابي اينترنتي كه روز به روز در حال رايج شدن است، هدايت افراد سايت به رسانه‌هاي اجتماعي است. پس از آنكه بازديدكننده دنبال‌كننده يكي از رسانه‌هاي اجتماعي شد، به او دسترسي داريم و مي‌توانيد پيام‌هاي بازاريابي را از اين طريق برايش ارسال كنيم.

در ادامه به بررسي ۷ ترفند مي‌پردازيم كه مي‌تواند عمليات بازاريابي شما را در اينستاگرام بهبود بخشد.

بازاريابي با اينستاگرام بازاريابي با اينستاگرام 7 ترفند بازاريابي با اينستاگرام InstagramMarketing

 

 

۷ ترفند بازاريابي با اينستاگرام

۱. استفاده بهتر از آدرس سايت در پروفايل

در اينستاگرام شما مي‌توانيد آدرس وب‌سايت را در پروفايلتان وارد كنيد. اگر وب‌سايت نداريد بهتر است آن قسمت را خالي نگذاريد. مثلا مي‌توانيد آدرس پروفايل لينكدين خود را وارد كنيد. اگر سايت داريد بهترين حالت آن است كه به جاي وارد كردن آدرس صفحه اصلي سايت، افراد را به صفحه فرود خود هدايت كنيد. صفحه فرود صفحه‌اي است كه در آن ايميل مخاطب را دريافت مي‌كنيد و به ازاي آن يك هديه به او مي‌دهيد. هديه مي‌تواند يك كتاب الكترونيكي رايگان، آموزش صوتي، فيلم يا هر اطلاعات جذاب ديگر باشد.

۲. ايجاد توقف بر عكس‌ها

از عكس‌هايي استفاده كنيد كه باعث كنجكاوي شود. اگر عكس‌هايي بسيار معمولي و حتي با كيفيت عالي منتشر كنيد هيچ انگيزه‌اي براي توقف بر عكستان ايجاد نمي‌كنيد. افراد اغلب با عكس‌هاي زيادي مواجه هستند و تنها چيزي كه باعث توقف بر يك عكس خاص مي‌شود حس كنجكاوي است. براي ايجاد كنجكاوي روش‌هاي زيادي وجود دارد. مثلا مي‌توانيد از يك محصول از فاصله‌اي بسيار نزديك عكس بگيريد كه به راحتي قابل حدس زدن نيست. ايده ديگر گرفتن عكس از زاويه‌اي نامتداول است. كمي وقت بگذاريد و بر خلاقيت عكس‌ها كار كنيد و ببينيد چقدر بيشتر موردتوجه قرار مي‌گيرند.

۳. نوشتن توضيحات پروفايل براي فالو شدن

در بخش توضيحات پروفايلتان كه Bio ناميده مي‌شود بديهيات و موارد كليشه‌اي ننويسيد. همچنين از خودتان و كسب‌و‌كارتان تعريف نكنيد. بلكه فقط بر پاسخ يك سوال متمركز شويد. چرا ديگران بايد شما را فالو كنند؟ مهم‌ترين مطلبي كه باعث فالو شدن شما مي‌شود ارائه دليلي قانع‌كننده براي اين كار است. در واقع خيلي واضح بگوييد كه با فالو كردن شما چه مزيتي به دست مي‌آورند.
مثال نامناسب: بزرگترين شركت آموزشي در زمينه بازاريابي و مديريت
مثال مناسب: با فالو كردن اين صفحه با نكات و ترفندهاي مديريتي آشنا شويد و براي خريد از سايت كوپن‌هاي تخفيف دريافت كنيد.

۴. ارائه كوپن تخفيف فقط در اينستاگرام

در صفحه اينستاگرام مديرسبز چند تست انجام داديم تا ببينيم بهترين راهكار براي هدايت افراد از اينستاگرام به سايت و ايجاد فروش چيست. فرض كنيم مي‌خواهيد براي اعضاي اينستاگرام خود يك فروش ويژه بگذاريد و ۲۰ درصد تخفيف بدهيد. اعلام اين موضوع كه محصولات ۲۰ درصد تخفيف دارند جذابيت چنداني ايجاد نمي‌كند. بهترين كار آن است كه يك كوپن تخفيف ۲۰ درصدي به صورت كاملا انحصاري در اختيار دنبال‌كنندگان شما در اينستاگرام قرار دهيد. در سايت و جاهاي ديگر هيچ صحبتي از اين تخفيف نكنيد.

 

۵. ارائه مطالب انحصاري

يكي از كارهاي بسيار اشتباه كه توسط بسياري از بازاريايان اينترنتي انجام مي‌شود، انتشار تمامي پست‌ها در تمام رسانه‌هاي اجتماعي و شبكه‌هاي اجتماعي است. يعني فرض كنيد شما يك فروش ويژه داريد. اين مطلب را در فيس‌بوك، اينستاگرام، لينكدين و … اعلام مي‌كنيد. پس از مدتي كاربران مي‌بينند كه رسانه‌هاي اجتماعي شما كپي همديگر هستند. بنابراين به اين نتيجه مي‌رسند كه لزومي ندارد تمام آن‌ها را دنبال كنند. كافي است گاهي به يكي از آن‌ها نگاهي بيندازند. البته گاهي لازم است مطلبي را در تمام رسانه‌ها منشتر كنيد، ولي در هر رسانه مطالب اختصاصي هم داشته باشيد.

۶. تغيير ماهانه عكس پروفايل

عكس پروفايلتان را ماهي يك بار عوض كنيد! شايد اين مورد كمي عجيب به نظر برسد، ولي اين كار باعث مي‌شود از ديد اينستاگرام كاربر فعال‌تري محسوب شويد. هرچه كاربر فعال‌تري باشيد، عكس‌هاي شما در نتايج جستجوي اينستاگرام جايگاه بهتري خواهد داشت و احتمال ديده شدن عكس‌هايتان و فالو شدن شما بيشتر مي‌شود.
شايد فكر كنيد اكانت من كاملا تجاري است و مثلا لوگوي شركت را به عنوان عكس پروفايل قرار داده‌ام. چگونه مي‌توانم هر ماه آن را عوض كنم؟ با كمي خلاقيت اين كار انجام‌پذير است. مي‌توانيد به مناسبت‌هاي مختلف لوگو را كمي تغيير دهيد. مثلا با شروع زمستان مي‌توانيد چند دانه برف به لوگو اضافه كنيد. يا با شروع بهار زمينه لوگوي شما گل و گياه باشد. حتي گاهي مي‌توانيد بر عكس پروفايلتان بنويسيد: فروش ويژه!

۷. اول آموزش، سپس فروش

در اينستاگرام به آموزش بپردازيد. شايد بلافاصله بگوييد كار من آموزش نيست. مثلا فروشگاه لوازم اتومبيل دارم. حتي اگر لوازم اتومبيل مي‌فروشيد كار اصلي شما آموزش است. البته منظور از آموزش ارائه نكات و ترفندهايي درباره لوازم اتومبيل است. همچنين مي‌توانيد نكاتي را بگوييد تا مخاطب با خواندن آن بتواند خريد بهتري انجام دهد. در آموزش‌ها توضيح دهيد چگونه مي‌توان تشخيص داد محصول كيفيت مناسبي دارد يا خير. درواقع اغلب خريداران به كمك و آموزش نياز دارند و ترجيح مي‌دهند محصول را از كسي بخرند كه آموزش بهتري مي‌دهد. يكي از دلايل موفقيت ديجي‌كالا همين است. اغلي افراد براي كسب اطلاعات درباره محصول و مقايسه محصولات به سايت مراجعه مي‌كنند، سپس به خريدار تبديل مي‌شوند.

 

منبع : مدير سبز


برچسب‌ها: آموزش بازاريابي با اينستاگرام,بازاريابي در اينستاگرام,افزايش فالوور اينستاگرام,ترفندهاي بازاريابي با اينستاگرام,


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۰:۴۱ توسط Javid Garshasbi | نظر(0)

افزايش بازديدي كه موتورهاي جستجو مانند گوگل به سايت ما ارسال مي‌كنند در حقيقت يكي از فرصت‌هايي است كه ما مي‌توانيم در تجارت و يا كار خود از آن براي افزايش درآمد و فروش محصولات استفاده كنيم.

اما فكر كنيد اگر اين بازديدكنندگان تنها ۱ ماه از طريق موتورهاي جستجوگر به سايت ما وارد نشوند چه اتفاقي مي‌افتد ؟ آيا اين به معناي يك شكست براي ادامه فعاليت و رسيدن به هدف اصلي سايت فرضي ما نيست ؟

دلايل مختلفي وجود دارد كه موتور جستجو  گوگل ، رتبه سايت ما را در صفحه‌نمايش نتايج جستجو به كاربران اينترنتي كاهش دهد و همچنين گوگل پيج رنك سايت ما را كاهش دهد.

با آشنايي با اين عوامل مي‌توانيد از كاهش رتبه سايت خود جلوگيري كنيد.

 و يا درصورتي‌كه هم‌اكنون اين كاهش رتبه براي سايت شما اتفاق افتاده است راه‌حل‌هاي دقيق‌تري را براي افزايش رتبه سايت خود انتخاب كنيد. همچنين اين نوشته مي‌تواند اطلاعات خوبي را در اختيار افرادي قرار دهد كه در رشته بهينه‌سازي سايت براي موتورهاي جستجوگر ( سئو ) فعاليت مي‌كنند تا در بررسي و آناليز سايت‌هايي كه بهينه‌سازي آن‌ها را بر عهده‌دارند از دليل كاهش رتبه‌هاي ناگهاني باخبر شوند. در اين نوشته با ۱۰ دليل آشكارتر كاهش رتبه سراچه‌ها (وب‌سايت‌ها) و وبلاگ‌ها آشنا مي‌شويم.

1. الگوريتم گوگل پاندا و ايجاد محتويات تازه براي سئو

گوگل از الگوريتم جديدي بانام گوگل پاندا براي تشخيص ارزش و تازگي محتويات صفحات سايت شما استفاده مي‌كند كه اخيراً وقتي از مت كات رئيس بخش مبارزه با اسپم موتور جستجوگر گوگل در توييتر سؤال پرسيده شد كه آيا گوگل پاندا هم‌اكنون صفحات فارسي‌زبان را نيز مي‌تواند آناليز كند جواب زير را دادند .

بله ، هم‌اكنون گوگل پاندا توانايي آناليز صفحات وب با تمامي زبان‌ها به‌جز كره‌اي ، چيني و ژاپني را دارا هست.

پس اگر از نوشته‌هاي سايت‌ها و وبلاگ‌هاي ديگر در به‌روزرساني سايت خود استفاده مي‌كنيد و اخيراً كاهشي را در تعداد بازديدكنندگاني كه گوگل به سايت شما مي‌فرستد احساس كرده‌ايد پس بايد بگوييم كه گوگل پاندا متأسفانه سايت شمارا به‌عنوان يك سايت كپي‌بردار شناسايي كرده است به همين خاطر نيز رتبه بسياري از صفحات سايت شما در بعضي از جستجوهاي پراستفاده از مثلاً رتبه ۳ يا ۴ صفحه اول نتايج به صفحه ۱۰ يا ۱۱ انتقال پيداكرده است ! بله ، گوگل خوشبختانه در اين مورد جديداً خيلي سخت‌گيرتر شده است و حتي اگر شما گزارش كپي‌برداري از روي سايت خود را به آن بدهيد در كمتر از ۲۴ ساعت رسيدگي مي‌كند.

2. تغيير الگوريتم‌هاي رتبه‌بندي

يكي ديگر از عوامل باعث كاهش رتبه سايت شما در گوگل مي‌شود تأثير الگوريتم‌هاي رتبه‌بندي به صفحات وب و تشخيص مرتبط بودن آن‌ها با كلماتي كه كاربران در اين موتور جستجوگر جستجو مي‌كنند .

تقريباً مي‌توان گفت به‌صورت هفته‌اي در حال به‌روزرساني است پس ممكن است در بعضي از به‌روزرساني‌ها سايت شما به دليل رعايت نكردن نكات خاصي در مورد طراحي استاندارد و بهينه‌سازي سايت براي موتورهاي جستجوگر امتيازهاي منفي دريافت كند و اين امر باعث كاهش رتبه سايت شما در بعضي از جستجوها و حتي به‌صورت كلي شود.

همچنين در بعضي از موارد ممكن است سايت‌ها و وبلاگ‌هايي كه به شما لينك داده‌اند در اين به‌روزرساني‌هاي الگوريتم رتبه‌بندي گوگل ، كاهش رتبه پيدا كنند كه اين نيز باعث كاهش رتبه سايت شما در SERP يا صفحات اوليه نتايج جستجوي گوگل مي‌شود.

3. پايان محبوبيت سايت شما در گوگل

با بررسي آمار و ارقام بسياري از سايت و وبلاگ‌ها و بر اساس گفته بسياري از مهندسين بخش جستجوي گوگل بسياري از سايت‌ها بعدازاينكه به پايگاه داده‌هاي گوگل راه پيدا مي‌كنند گوگل در رتبه‌بندي صفحات وب به آن‌ها امتيازهاي مثبت ويژه‌اي مي‌دهد كه اين امر كاملاً طبيعي است چون گوگل نيز مانند اكثر كاربران اينترنتي دنبال جديدترين‌ها است كه در عنوان اين بخش از كلمه ماه‌عسل براي اين دوره استفاده‌شده است. البته اكثر سايت‌ها بعدازاين دوره درصورتي‌كه بهينه‌سازي نشوند و از طرف كاربران نيز زياد موردتوجه قرار نگيرند در رتبه‌بندي‌هاي بعدي گوگل رتبه‌هاي واقعي‌تري به آن‌ها داده مي‌شود كه اين امر شايد باعث كاهش رتبه سايت شما شده است.

4. جريمه شدن سايت شما به علت استفاده از فن‌هاي سئو كلاه‌سياه

درصورتي‌كه براي افزايش رتبه سايت خود در موتور جستجوگر گوگل و افزايش تعداد كاربراني كه از اين طريق مي‌توانيد براي سايت خود كسب كنيد از فن‌هاي سئو كلاه‌سياه ( Black hat SEO ) مانند افزايش تعداد صفحات سايت خود با استفاده از اسكريپت‌هاي مخصوص ، افزايش غيرواقعي CTR ، افزايش تعداد كلمات كليدي مرتبط و … استفاده مي‌كنيد گوگل به‌راحتي اين فن‌ها را مي‌شناسد و ممكن است خيلي زود سايت شمارا جريمه كند و به‌طور كل سايت شما به كاهش رتبه چشم‌گيري محكوم شود.

5. رقص‌هاي گوگل و جابجا شدن نتايج جستجوها

در بعضي از اوقات و براي بعضي از كلمات كليدي ممكن است متوجه شده باشيد كه سايت شما مثلاً از رتبه اول نمايش داده‌شده در نتايج جستجو به رتبه ۵ نزول كرده است و ديگر سايت ها جاي شما را گرفته باشند. در اين صورت خيلي ناراحت نشويد چون گوگل در حقيقت دارد با اين كار خود ( رقص نتايج نمايش داده‌شده ) بهترين حالت ممكن براي رتبه‌بندي سايت ها را امتحان مي كند و در صورتي كه بازهم كاربران بر روي صفحات موجود در سايت شما كليك كنند در نتايجي كه گوگل در آن ها رقصيده است به زودي شما دوباره به رتبه اول براي آن كلمه كليدي باز مي گرديد و اين بار جايگاه مستحكم‌تري را براي سايت خود در نتايج جستجوي آن كلمه كليدي به دست آورده‌ايد.

6. مشكل‌هاست و سرورهاي سايت شما

اگر از هاست هاي بي‌كيفيت و با سرورهاي ضعيف استفاده مي‌كنيد ممكن است سايت شما در بسياري از روزها براي بازديدكنندگان به دليل مشكلات سرور سايت شما غيرقابل‌دسترس ( Down ) باشد و درصورتي‌كه گوگل متوجه شود باگذشت چند روز مشكلات خرابي سايت شما رفع نشده است به‌سرعت امتيازهاي منفي به سايت شما مي‌دهد كه اين باعث مي‌شود در رتبه‌بندي‌هاي بعدي سايت شما كاهش رتبه پيدا كند.

7. وجود لينك‌هاي شكسته در سايت شما

يكي ديگر از دلايل از دست دادن رتبه سايت يا وبلاگ در موتورهاي جستجوگر وجود لينك‌هاي شكسته ( خراب ) در سايت شما است. گوگل و ديگر موتورهاي جستجوگر همان‌طور كه مي‌دانيد از ربات‌هاي خود براي دنبال كردن لينك‌هاي موجود در صفحات وب و ثبت محتواي آن‌ها استفاده مي‌كنند و درصورتي‌كه اين ربات‌ها در سايت شما با لينك‌هاي روبرو شوند كه خراب باشند و با رفتن به صفحه مقصد خطاي ۴۰۴ ( وجود نداشتن صفحه مقصد ) اين عامل نيز يك امتياز منفي بزرگ براي سايت شما مي‌شود..

9. مشكلات موجود در فايل Robot.txt

از فايل Robot.txt مي توانيد براي راهنمايي ربات هاي موتورهاي جستجوگر و ديگر ربات ها استفاده كنيد و اگر مي خواهيد دسترسي آن ها را به بعضي از صفحات محدود كنيد بهترين راه حل استفاده از همين فايل در شاخه اصلي سايت خود ( مثل http:/mrsz.ir/robot.txt ) است. اما در بعضي از موارد به دليل دقت نكردن وبمسترها محتوياتي در اين فايل قرار مي‌گيرد كه ممكن است موتورهاي جستجوگر را از دسترسي به قسمت زيادي از سايت مربوطه منع كنند. پس در هنگامي‌كه متوجه كاهش رتبه سايت خود شديد حتماً سري به اين فايل بزنيد تا متوجه شويد توسط شما و يا ديگر اسكريپت‌هاي كه از آن ها استفاده مي كنيد در هاست خود تغييرات مضري در اين فايل ايجاد نشده باشد.

10. وجود كدهاي مخرب در صفحات سايت شما

بسياري از وب مسترهاي وب سايت به نكاتي مانند كاهش رتبه بعد از هك شدن سايت آن ها و … اشاره‌كرده بودند و در بيشتر اين موارد چيزي كه بعد از آناليز صفحات موجود در سايت آن ها متوجه شديم اين بود كه هكر يا برنامه مخربي كه سايت آن ها را هك كرده بوده است در بعضي از صفحات به كد قالب سايت مربوطه چند خط كد مخرب كه معمولاً براي سرقت اطلاعات شخصي افراد و يا لينك دادن به سايت خاصي است اضافه شده بود.

پيشنهاد مي كنم مقاله افت رتبه سايت شما در گوگل چه دلايلي دارد؟ را هم بخوانيد.

يكي از مهمترين دلايل كاهش رتبه سايت شما نيز در موتور جستجوگر گوگل مي تواند وجود همين كدهاي مخرب در صفحات سايت شما باشد كه گوگل در صورت متوجه شدن آن توسط ربات هاي خود يا به صورت كلي سايت شما را در صورت تعمير نكردن آن توسط شما از نتايج جستجو پاك مي كند و يا در ابتداي تشخيص اين مسئله در پايين نتايج جستجويي كه مرتبط با سايت شما است از عباراتي مانند “اين صفحه ممكن است به سيستم شما صدمه بزند” را نمايش مي دهد تا به كاربران اينترنتي نيز اين مسئله را خبر رساني كند و معمولاً كاربران با ديدن اين عبارات در پايين نتايج مرتبط با سايت شما بر روي لينك هاي سايت شما كمتر كليك مي كنند و خود اين مسئله باعث كاهش درصد CTR ( تعداد نمايش صفحات سايت شما در نتايج جستجو به تعداد كاربراني كه از اين طريق به سايت شما وارد شده اند ) سايت شما در موتور جستجوگر گوگل مي شود كه يكي از پيامدهاي اين موضوع كاهش كلي رتبه سايت شما است.

منبع : بهينه سازي وب


برچسب‌ها: دلايل كاهش رتبه سايت,افت رتبه سايت در گوگل,افت رتبه سايت,


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۰:۳۸ توسط Javid Garshasbi | نظر(0)

بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا، از جمله واژه‌هايي هستند كه در سالهاي اخير به صورت گسترده در فضاي رسانه ها به كار گرفته مي‌شوند. در اين نوشته، قصد داريم مفهوم بازاريابي محتوا را شفاف‌تر كرده و مسير را براي درس‌هاي تخصصي كه در ادامه سري استراتژي محتوا مطرح خواهيم كرد، هموارتر نماييم.

با توجه به اينكه تاكنون به صورت پراكنده درباره بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا حرف‌هاي زيادي در متمم مطرح كرده‌ايم و از اين به بعد مي‌خواهيم به صورت زيربنايي و تخصصي به اين موضوع بپردازيم، در كنار هر يك از جملات و توضيحات، اگر قبلاً مطلبي را مطرح كرده باشيم، به صورت توضيح بيشتر: … لينك مربوط به آن را مي‌گذاريم تا دوستاني كه از اين نقطه با ما همراه شده‌اند، در پيگيري مطالب دچار مشكل نشوند.

اگر حدود پانزده دقيقه از وقت خود را در اختيار ما قرار دهيد، تلاش مي‌كنيم تا حد خوبي،‌ دلايل شگل گيري و جدي شدن بحث بازاريابي محتوا را مطرح كنيم. در درسهاي بعدي، مفهوم دقيق تر محتوا، نحوه اندازه گيري و ارزيابي محتوا و همينطور شيوه تدوين استراتژي محتوا را مرور خواهيم كرد.

 

آيا بازاريابي محتوا به كار من ربطي دارد يا اصلاً به درد من مي‌خورد؟

استراتژي محتوا و بازاريابي محتوا از چه سخن مي‌گويند؟

اگر بپذيريم كه بازاريابي محتوا شيوه اي براي فروش است مي‌توانيم بگوييم كه هركس چيزي براي فروختن دارد، ميتواند به بازاريابي محتوا هم به عنوان يك ابزار و گزينه نگاه كند.

دقت داشته باشيد كه ما فروش را به معناي عام آن به كار مي‌بريم. همان تعبيري كه استيونسن مي‌گفت:

content-marketing-motamem

به عبارتي، همانطور كه يك توليدكننده چاي، تلاش مي‌كند چاي خود را به مشتريان بيشتري بفروشد و هر مشتري هم ميزان بيشتري از چاي او خريداري كند، يك نويسنده هم در حال فروختن كتاب خود به مردم يا به ناشر است و دوست دارد كتابش را به قيمت بيشتري و به تعداد خوانندگان بيشتري بفروشد.

حتي كساني كه اساساً هدفشان كسب ماديات نيست و به صورت غيرانتفاعي فعاليت مي‌كنند هم با اين معناي عام فروش فروشنده محسوب مي‌شوند.

به عنوان مثال، يك موسسه خيريه هم كه از كودكان سرطاني حمايت مي‌كند، درگير فرايند فروش است.

 اين موسسه، مي‌خواهد كه مردم، خريدار حرف‌ها و خواسته‌ها و خدماتش باشند. بنابراين تلاش مي‌كند مخاطبان خود را افزايش دهد و از هر كدام از مخاطبان خود هم، كمك و حمايت بيشتري دريافت كند.

حالا بياييد در يك سازمان، به مدير واحد پاسخگويي تلفني به مشتريان فكر كنيم.

عموم شركتها،‌ واحد پاسخگويي به مشتريان را چندان جدي نمي‌گيرند.

يا كم سابقه ترين و غيرمتخصص‌ترين كاركنان خود را به اين بخش مي‌فرستند.

عملاً مدير اين واحد هم مشكل فروش دارد. نه به معناي اينكه از واحدهاي ديگر پول بگيرد و خدمات ارائه دهد.

بلكه به اين معنا كه اعتبار اين واحد افزايش يافته، در جلسات رسمي سازمان، حرفهايش خريدار بيشتري داشته و نظرات اين واحد بتواند بر سياست‌هاي كلان سازمان، تاثيرگذار باشد.

با اين تعاريف، كافي است يك بار ديگر فكر كنيم و ببينيم كه من يا سازمان من چه چيزي را مي‌فروشد و بازاريابي محتوا قرار است به من براي فروش چه چيزي كمك كند؟

 

آيا توليد محتوا و بازاريابي محتوا، زيرمجموعه‌اي از دانش تجارت الكترونيك يا كسب و كار آنلاين است؟

اين روزها خيلي از مردم، وقتي لغت محتوا و بازاريابي محتوا را مي‌شنوند بلافاصله به محتواي ديجيتال فكر مي‌كنند.

اما محتواي ديجيتال اگر چه يكي از شكل‌هاي رو به رشد محتوا در دنياي امروز محسوب مي‌شود، تنها يكي از انواع محتواست. اگر شما يك نويسنده هستيد و كتاب منتشر مي‌كنيد، باز هم توليدكننده محتوا هستيد.

اگر شب هنگام، اوقات فراغت خود را با ارسال پيام و پيامك از طريق نرم افزارهاي مختلف مانند وايبر و واتزاپ و … مي‌گذرانيد، توليدكننده محتوا هستيد.

اگر معلمي هستيد كه در كلاس درس مي‌دهيد توليدكننده محتوا هستيد.

اگر مدير تضمين كيفيت يك شركت هستيد و دستورالعمل‌ها و فرايندها را تنظيم و منتشر مي‌كنيد،‌ توليدكننده محتوا هستيد.

اگر داستان‌هاي اخلاقي و مذهبي براي مردم تعريف مي‌كنيد و تلاش مي‌كنيد آنها را به زندگي بهتر هدايت كنيد، توليدكننده محتوا هستيد.

اگر فيلم ميسازيد توليدكننده محتوا هستيد.

حتي كسي كه قبض تلفن همراه چاپ مي‌كند يا فاكتور فروش يك فست فود را صادر مي‌كند، در حال توليد محتوا است.

بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا چه كاربردي دارد؟

البته برخي شغل‌ها به طور مستقيم توليدكننده محتوا هستند و به بازاريابي محتوا فكر مي‌كنند و برخي ديگر، توليد محتوا را به عنوان فرايندي جانبي در كار خود تعريف مي‌كنند.

قاعدتاً يك جايگاه اختصاصي براي بنزين (به قول خودمان پمپ بنزين) توليدكننده محتوا به نظر نمي‌رسد.

اما اگر برگه‌اي به رانندگان بدهد و روي آن فهرستي ده گانه از مواردي كه مصرف سوخت خودرو را افزايش مي‌دهند نوشته باشد، به يك توليدكننده محتوا تبديل شده و احتمالاً به بازاريابي محتوا هم فكر مي كند.

بنابراين، بازاريابي محتوا را بايد به عنوان زيرمجموعه‌اي از حوزه بازاريابي در نظر گرفت تا حوزه‌ي تكنولوژي ديجيتال.

 

چرا متمم تا اين حد روي محتوا و استراتژي محتوا و بازاريابي محتوا تاكيد مي‌كند؟

اجازه بدهيد به جاي اينكه براي شما از گسترش اينترنت و شبكه هاي ارتباطي و موبايل و لپ تاپ – كه قطعاً رويدادهاي مهمي محسوب مي‌شوند – بگوييم، به روندي كه طي چند هزار سال اخير شكل گرفته است نگاه كنيم:

ترسيم نقاشي روي ديوارهاي غار، نمونه‌اي از توليد محتواست

هنوز نمي‌دانيم كه چرا انسان اوليه بر ديوار غارها تصاوير مختلف ترسيم مي‌كرده است.

مستقل از اينكه آن تصاوير را براي زيبايي ترسيم مي‌كرده يا براي اينكه آنها را به عبادت بنشيند و يا اينكه پيامي از خود براي بازماندگان و آيندگان به جا بگذارد، به هر حال انسان اوليه، توليد محتوا را قبل از قسمت عمده‌اي از توليدات فيزيكي آغاز كرده است.

وقتي كه ارتباطات شكل گرفت، محتوا اين بار شكل پيام را به خود گرفت.

حالا محتوا فرستنده و گيرنده هم داشت و در يونان باستان، آنها كه در دو ماراتون پيروز بودند، حاملان پيامهاي مهم تلقي مي‌شدند.

انسان همچنان به توليد محتوا ادامه داد.

محتوا فقط تصويري زيبا بر ديواره‌ي غار يا يك پيام مهم سياسي نبود.

كبوتران نامه بر و تاريخچه توليد محتوا

جارچي‌ها، اولين توزيع‌كننده‌هاي رسمي محتواي خبري بودند و طبيعتاً چون استفاده از جارچي، به پشتوانه حقوقي و سرمايه مادي نياز داشت، پادشاهان تنها كساني بودند كه مي‌توانستند عرضه‌ي انبوه محتوا را در ميدان‌هاي شهر انجام دهند و به نوعي نخستين رسانه ها شكل گرفتند.

عصر چاپ و انتشار روزنامه‌ها، نسل بعدي عرضه محتوا را رقم زد.

حالا توليد محتوا به عنوان يك شغل، رسماً شكل گرفته بود و رسانه، معنا پيدا كرده بود.

البته هنوز بازاريابي محتوا به شكلي كه امروز شناخته مي‌شود رايج نبود.

روزنامه ها، خبر و گزارش منتشر مي‌كردند و صاحبان كسب و كار هم، در ازاء پرداخت پول، اجازه داشتند آگهي‌هاي خود را در آنها منتشر كنند.

شايد اگر بخواهيم كمي موشكافانه‌تر نگاه كنيم، روزنامه‌هاي دولتي آن زمان، به نوعي فلسفه بازاريابي محتوا را مي‌فهميدند.

روزنامه منتشر مي‌شد و با انواع محتوا، مردم را خوشحال و راضي و سرگرم مي‌كرد تا در لا به لاي آن،‌ دولتها هم بتوانند به تبليغ ايده ها و نظريات خود و به نوعي به بازاريابي خودشان و افكارشان بپردازند.

راديو نسل بعدي بستر توليد محتوا بود.

حالا صدا هم به انواع محتوا افزوده شده بود و تلويزيون به تدريج تصوير را هم وارد فضاي محتوا مي‌كرد.

در اين ميان روزنامه ها نقش خود را از دست ندادند.

مجله هاي تخصصي شكل گرفتند.

اين مجله‌ها كه به صورت هفته نامه و ماهنامه براي خانواده ها، پزشكان، ورزشكاران،‌ حقوق‌دانان و … منتشر مي‌شدند، ايده‌هاي جديدي را در بازاريابي محتوا به همراه آوردند.

پزشكان هوشمند آموختند كه به جاي آگهي تبليغاتي، مقالاتي آموزشي درباره مواجهه با بيماري‌ها بنويسند.

روانشناسان، يادگرفتند كه به جاي اصرار و التماس براي اينكه مردم به آنها پول بدهند و مشورت بگيرند، ستون پاسخ به سوالات، راه بيندازند و با لبخندي بر لب و چهره‌اي مهربان، آمادگي خود را براي پاسخگويي به سوالات مطرح كنند.

آنها مي‌دانستند كه خواننده‌ي مقالات، مشتري مطب‌ها و مراكز مشاوره آنها هم خواهد بود.

ماهواره‌ها نسل جديدي از بستر ارتباطي بودند كه رسانه‌هاي فراگير را شكل دادند.

حالا كشورهاي مختلف مي‌توانستند به بازاريابي در نقاط ديگر جهان فكر كنند.

از طرفي هزينه تاسيس شبكه‌هاي جديد كاهش يافته بود.

دغدغه‌هاي ارتباط بين فرهنگي هم بيشتر شد و حالا بازاريابي محتوا مي‌آموخت كه بايد بكوشد محتواي فراگير توليد كند.

هر جا هم كه چنين مسئله اي امكان پذير نيست، بسته به سليقه مردم محتوا بسازد.

مك دونالد و محتواي تبليغاتي براي كشورهاي اسلامي

مك دونالد آموخت كه محتواي تبليغاتي‌اش در كشورهاي مسلمان،‌ بايد در ماه رمضان رنگ و بوي اسلامي بگيرد و در غير اين صورت اثربخش نخواهد بود.

كشورها آموختند كه در محتواهاي توليدي خود براي نقاط دور جهان، تصويري خوش آب و رنگ‌تر از واقعيت خود را ترسيم كنند.

صنعت گردشگري آموخت كه توليد محتوا براي جذب توريست، چيزي فراتر از انتشار سفرنامه‌هاي جهانگردان قديمي است و حالا مي‌توان تيزرهاي تبليغاتي جذاب توليد و پخش كرد.

توليد محتوا به تدريج به يك دانش تخصصي‌تر تبديل شد.

حالا روزنامه نگاران قديمي، خودشان را اصحاب رسانه معرفي مي‌كردند.

توليد فيلم و موسيقي و كتاب و مقاله موفق، به تركيبي از انسان‌شناسي و روانشناسي و حقوق و بازاريابي و مديريت نياز داشت.

هزينه توليد محتوا بالا رفته بود و مردم ترفندهاي تبليغاتي را به خوبي آموخته بودند.

در اين ميان بازاريابي محتوا به شيوه امروزي آن، به تدريج در حال شكل گيري بود.

به تدريج اينترنت و دنياي وب شكل گرفت.

وب سايت‌ها ابزارهاي ارزان قيمت و اثربخش بودند كه هر شخص يا سازماني مي‌توانست با صرف بودجه و انرژي كمي، آنها را در اختيار خود داشته باشد.

فراگير شدن كاربران اينترنت، شكل گيري امكان نقل و انتقال پول در فضاي آنلاين، شبكه ‌هاي اجتماعيوگوشي‌هاي هوشمند، همه و همه باعث شدند كه محتوا مفهومي جدي‌تر پيدا كند.

عصر جديدي شكل گرفت كه توليد محتوا و بازاريابي محتوا و تدوين استراتژي براي عرضه محتوا، يكي از دغدغه‌هاي اصلي‌اش بود.

 

چه اتفاقي افتاده است كه شكل سنتي بازاريابي و تبليغات، به سمت بازاريابي محتوا حركت كرده است؟

اتفاقات زيادي در سالهاي اخير باعث شد كه روند و مسير حركت بازاريابي از بازاريابي سنتي به بازاريابي محتوا تغيير كند.

يكي از مهم‌ترين تغييرات، ايجاد احساس آگاهي و دانش در ذهن مشتريان بود.

حركت شكل سنتي بازاريابي و تبليغات به سمت بازاريابي محتوا

اگر مي‌گفتند خودرو بايد سه چرخ داشته باشد، مي‌گفتيم حتماً درست است و اگر مي‌گفتند كف خودرو بايد از كف خيابان دو متر فاصله داشته باشد، مي‌گفتيم حتماً اسراري در اين طراحي است كه ما نمي‌فهميم.

اما امروز، هر كسي كه در خيابان راه مي‌رود و خودرويي ديده است، خود را متخصص خودرو مي‌داند. مهم نيست كه بنز باشيد و آخرين مدل خود را توليد كنيد يا تويوتا باشيد و با سهم بزرگي از بازار جهاني، محصول جديد خود را روانه بازار كنيد.

مردم به سادگي نظر مي‌دهند: كاش بنز اين آپشن را هم اضافه مي‌كرد. تويوتا در طراحي پشت خودرو كم حوصلگي به خرج داده است! شركت … نبايد به سمت توليد خودروي SUV ميرفت. طراحي گيربكس فلان شركت ضعيف است!

شبيه همين ماجرا را مي‌توانيم در مورد گوشي‌هاي موبايل هم مثال بزنيم.

مهم نيست اپل باشيد و در صنعت خود پيشرو باشيد.يا اينكه استيو جابز باشيد و مرده باشيد! هر كسي كه يك بار گوشي موبايل در دست گرفته است، معتقد است كه اگر استيو جابز را ديده بود و نصيحت‌هاي خودش را مطرح مي‌كرد، الان اپل خيلي موفق‌تر بود!

واقعيت اين است كه اگر نسبت دانش به پيچيدگي محصول را در نظر بگيريم، مشتريان موبايلهاي قديمي نوكيا كه نقش گوشتكوب را هم ايفا مي‌كرد، دانش بيشتري نسبت به موبايل خود و قابليت‌هايش داشتند تا كسي كه امروز يك گوشي هوشمند مدرن با سيستم عامل اندرويد يا iOS خريداري مي‌كند.

اما اينها دليل نمي‌شود.

مشتري امروز، به خاطر اطلاعات زيادي كه در اختيار دارد، معتقد شده است كه دانش و تخصص بيشتري هم دارد و به همين دليل، به سادگي سابق، با چند بيلبورد و تيزر تبليغاتي عمومي متقاعد نمي‌شود. او خودش را صاحب نظر مي‌داند يا در اطرافش، كساني را مي‌شناسد كه آنها را صاحب نظر مي‌داند.

حالا اگر شما مي‌خواهيد محصول جديدي عرضه كنيد، بايد مدتها در گوش مشتري، داستان‌هاي مختلف تعريف كنيد و برايش حرف بزنيد تا او بيشتر ياد بگيرد و در نهايت، وقتي خودش به عنوان كارشناس محصول و خدمت شما را ارزيابي مي‌كند، تصميم به خريد آن بگيرد!

ظهور عرضه كنندگان ارزان قيمت، اتفاق ديگري بود كه قواعد بازي را تغيير داد. تقريباً هر محصولي كه توليد كنيد مي‌بينيد كه چيني‌ها چيزي شبيه آن را به قيمتي ارزان‌تر توليد كرده‌اند.

توسعه تكنولوژي به كاهش قيمت تمام شده منتهي شده و اكنون ارزان‌ترين محصولات هم، در بسياري از قابليت‌ها با محصولات گرانقيمت، مشابه هستند.

قدرت تفكيك چشم انسان از قدرت تفكيك صفحه نمايش موبايل‌ها كمتر است و تفاوت كنتراست تلويزيون‌ها را به خوبي نمي‌فهمد.

گوش ما در شنيدن و تفكيك صدا در مقايسه با كيفيتي كه سيستم‌هاي صوتي امروزي دارند بسيار ضعيف است و ديگر به سادگي نمي‌توان ادعا كرد كه كيفيت فلان سيستم صوتي تفاوت فاحشي با متوسط سيستمهاي صوتي موجود در بازار دارد.

پارچه‌ها در چند كارخانه محدود بافته مي‌شوند و گاهي پارچه لباسي كه شما در خاورميانه مي‌خريد و لباسي كه در غرب اروپا يا آمريكاي شمالي خريداري مي‌كنيد به دست يك نفر و زير يك دستگاه توليد شده است!

پس به نظر مي‌رسد كه اگر از حد متوسط عبور كرده باشيم، مشتري تا حد زيادي داستان‌ها را مي‌خرد! ردبول به نسبت يك نوشابه انرژي‌زاي گمنام، داستانهاي بيشتري در گوش من و شما خوانده است! به همين دليل است كه گفته مي‌شود امروز يك برند، بايد خودش را يك ناشر ببيند (توضيح بيشتر:بازاريابي درونگرا و برند به عنوان ناشر)

مسئله سوم، گرانتر شدن بسترهاي سنتي تبليغات است.

طي دهه اخير، برندسازي و بازاريابي و تبليغات و مفاهيم مشابه،‌ بيش از آنكه به نفع توليدكنندگان كالا و خدمات عمل كنند، به نفع رسانه‌هاي تبليغاتي عمل كردند.

هر روز تقاضا براي تبليغات تلويزيوني بيشتر شد.

هر كسي دوست داشت در روزنامه‌ها تبليغ كند. صاحب هر كسب و كار مربوط و نامربوطي، در آرزوي خود روزي را مي‌ديد كه نامش بر روي بيلبورهاي خياباني حك شود.

تقاضاي زياد، قيمت‌ها را هم افزايش داد و از سوي ديگر، مخاطب كه هر روز با حجم بيشتري از تبليغات مواجه بود، بيش از گذشته،‌ نسبت به تبليغات بي‌تفاوت شد.

بيلبوردهاي خلاقانه كه زماني تصميم مشتري به خريد را شكل مي‌دادند، امروز به سختي حتي مي‌توانند لبخندي بر لب مشتري بياورند و ايده‌هاي تكراري هم مخاطب را دلزده كرده است.

چهارمين مسئله اين بود كه آشنايي مخاطب‌ها با فرايند تبليغات و همينطور جزييات اجرايي و عملياتي آن، اثربخشي تبليغات را كاهش داد.

حالا ديگر خيلي سخت است كه به بيننده‌ي تلويزيوني بقبولانيد كه به عنوان يك كارآفرين موفق به تلويزيون دعوت شده‌ايد.

هر كس كه در زير يك پله به دستفروشي هم مشغول بوده، پيشنهادهاي مختلف براي توليد مشترك برنامه‌ها را شنيده است و حتي تعرفه‌ها هم مشخص است.

رپورتاژ آگهي در روزنامه‌ها ديگر كسي را هيجان زده نمي‌كند. مردم هنگام ديدن سريال‌ها، زمان دستشويي رفتن خود را با ساعت تبليغات تنظيم مي‌كنند! به عبارت ديگر، همزمان با گران شدن بسترهاي تبليغاتي، اثربخشي آنها هم كاهش يافته است.

content-marketing-motamem-social

وضع فضاي آنلاين و شبكه‌هاي اجتماعي هم بهتر نيست.

قيمت فالور اينستاگرام مشخص است! بگوييد كه امروز چند فالور داريد و مي‌خواهيد هفته‌ي بعد چند فالور داشته باشيد تا فالور‌ها را با تخفيف به شما بفروشند!

فالورهاي كم خاصيت در شبكه‌هاي اجتماعي زياد شده‌اند. همانهايي كه به روح سرگردان موسوم هستند.

در صفحه فيس بوك خود ده هزار فالور داريد و مطلبي كه مي‌نويسد صد عدد لايك مي‌خورد.

بخشي از مردم فقط كنجكاوي مي‌كنند و بخشي ديگر حتي همين كار را هم انجام نمي‌دهند.

شبكه‌هايي مانند وايبر را هم كه همگي ديده‌ايم.

در يك لحظه همزمان دو تبليغ در مورد كنسرت يك خواننده و عرضه مستقيم پوشك كودك دريافت مي‌كنيم.

ايميل‌هاي گروهي هم كه به سرنوشت پيامك‌هاي گروهي دچار شده‌اند و هر كسي با كمي صرفه جويي در غذاي روزانه مي‌تواند بودجه‌اي براي ارسال پيام به همه هموطنان خود ذخيره كند!

 

 

بازاريابي محتوا، در چنين بستري شكل گرفت.

سوال اصلي بازاريابي محتوا اين بود كه: چگونه مي‌توان از رسانه هاي قديمي به شيوه اي اثربخش و ارزان قيمت استفاده كرد؟ همچنين چطور مي‌توان از رسانه هاي جديد كه فعلاً بيشتر نقش اسباب بازي و سرگرمي ما را دارند، ابزارهايي ارزان اما اثربخش براي ارزش آفريني خلق كرد؟

 

منبع : متمم


برچسب‌ها: بازاريابي محتوا چيست؟,بازاريابي محتوايي,توليد محتوا,استراتژي محتوا,


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۰:۳۷ توسط Javid Garshasbi | نظر(0)

بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا، از جمله واژه‌هايي هستند كه در سالهاي اخير به صورت گسترده در فضاي رسانه ها به كار گرفته مي‌شوند. در اين نوشته، قصد داريم مفهوم بازاريابي محتوا را شفاف‌تر كرده و مسير را براي درس‌هاي تخصصي كه در ادامه سري استراتژي محتوا مطرح خواهيم كرد، هموارتر نماييم.

با توجه به اينكه تاكنون به صورت پراكنده درباره بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا حرف‌هاي زيادي در متمم مطرح كرده‌ايم و از اين به بعد مي‌خواهيم به صورت زيربنايي و تخصصي به اين موضوع بپردازيم، در كنار هر يك از جملات و توضيحات، اگر قبلاً مطلبي را مطرح كرده باشيم، به صورت توضيح بيشتر: … لينك مربوط به آن را مي‌گذاريم تا دوستاني كه از اين نقطه با ما همراه شده‌اند، در پيگيري مطالب دچار مشكل نشوند.

اگر حدود پانزده دقيقه از وقت خود را در اختيار ما قرار دهيد، تلاش مي‌كنيم تا حد خوبي،‌ دلايل شگل گيري و جدي شدن بحث بازاريابي محتوا را مطرح كنيم. در درسهاي بعدي، مفهوم دقيق تر محتوا، نحوه اندازه گيري و ارزيابي محتوا و همينطور شيوه تدوين استراتژي محتوا را مرور خواهيم كرد.

 

آيا بازاريابي محتوا به كار من ربطي دارد يا اصلاً به درد من مي‌خورد؟

استراتژي محتوا و بازاريابي محتوا از چه سخن مي‌گويند؟

اگر بپذيريم كه بازاريابي محتوا شيوه اي براي فروش است مي‌توانيم بگوييم كه هركس چيزي براي فروختن دارد، ميتواند به بازاريابي محتوا هم به عنوان يك ابزار و گزينه نگاه كند.

دقت داشته باشيد كه ما فروش را به معناي عام آن به كار مي‌بريم. همان تعبيري كه استيونسن مي‌گفت:

content-marketing-motamem

به عبارتي، همانطور كه يك توليدكننده چاي، تلاش مي‌كند چاي خود را به مشتريان بيشتري بفروشد و هر مشتري هم ميزان بيشتري از چاي او خريداري كند، يك نويسنده هم در حال فروختن كتاب خود به مردم يا به ناشر است و دوست دارد كتابش را به قيمت بيشتري و به تعداد خوانندگان بيشتري بفروشد.

حتي كساني كه اساساً هدفشان كسب ماديات نيست و به صورت غيرانتفاعي فعاليت مي‌كنند هم با اين معناي عام فروش فروشنده محسوب مي‌شوند.

به عنوان مثال، يك موسسه خيريه هم كه از كودكان سرطاني حمايت مي‌كند، درگير فرايند فروش است.

 اين موسسه، مي‌خواهد كه مردم، خريدار حرف‌ها و خواسته‌ها و خدماتش باشند. بنابراين تلاش مي‌كند مخاطبان خود را افزايش دهد و از هر كدام از مخاطبان خود هم، كمك و حمايت بيشتري دريافت كند.

حالا بياييد در يك سازمان، به مدير واحد پاسخگويي تلفني به مشتريان فكر كنيم.

عموم شركتها،‌ واحد پاسخگويي به مشتريان را چندان جدي نمي‌گيرند.

يا كم سابقه ترين و غيرمتخصص‌ترين كاركنان خود را به اين بخش مي‌فرستند.

عملاً مدير اين واحد هم مشكل فروش دارد. نه به معناي اينكه از واحدهاي ديگر پول بگيرد و خدمات ارائه دهد.

بلكه به اين معنا كه اعتبار اين واحد افزايش يافته، در جلسات رسمي سازمان، حرفهايش خريدار بيشتري داشته و نظرات اين واحد بتواند بر سياست‌هاي كلان سازمان، تاثيرگذار باشد.

با اين تعاريف، كافي است يك بار ديگر فكر كنيم و ببينيم كه من يا سازمان من چه چيزي را مي‌فروشد و بازاريابي محتوا قرار است به من براي فروش چه چيزي كمك كند؟

 

آيا توليد محتوا و بازاريابي محتوا، زيرمجموعه‌اي از دانش تجارت الكترونيك يا كسب و كار آنلاين است؟

اين روزها خيلي از مردم، وقتي لغت محتوا و بازاريابي محتوا را مي‌شنوند بلافاصله به محتواي ديجيتال فكر مي‌كنند.

اما محتواي ديجيتال اگر چه يكي از شكل‌هاي رو به رشد محتوا در دنياي امروز محسوب مي‌شود، تنها يكي از انواع محتواست. اگر شما يك نويسنده هستيد و كتاب منتشر مي‌كنيد، باز هم توليدكننده محتوا هستيد.

اگر شب هنگام، اوقات فراغت خود را با ارسال پيام و پيامك از طريق نرم افزارهاي مختلف مانند وايبر و واتزاپ و … مي‌گذرانيد، توليدكننده محتوا هستيد.

اگر معلمي هستيد كه در كلاس درس مي‌دهيد توليدكننده محتوا هستيد.

اگر مدير تضمين كيفيت يك شركت هستيد و دستورالعمل‌ها و فرايندها را تنظيم و منتشر مي‌كنيد،‌ توليدكننده محتوا هستيد.

اگر داستان‌هاي اخلاقي و مذهبي براي مردم تعريف مي‌كنيد و تلاش مي‌كنيد آنها را به زندگي بهتر هدايت كنيد، توليدكننده محتوا هستيد.

اگر فيلم ميسازيد توليدكننده محتوا هستيد.

حتي كسي كه قبض تلفن همراه چاپ مي‌كند يا فاكتور فروش يك فست فود را صادر مي‌كند، در حال توليد محتوا است.

بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا چه كاربردي دارد؟

البته برخي شغل‌ها به طور مستقيم توليدكننده محتوا هستند و به بازاريابي محتوا فكر مي‌كنند و برخي ديگر، توليد محتوا را به عنوان فرايندي جانبي در كار خود تعريف مي‌كنند.

قاعدتاً يك جايگاه اختصاصي براي بنزين (به قول خودمان پمپ بنزين) توليدكننده محتوا به نظر نمي‌رسد.

اما اگر برگه‌اي به رانندگان بدهد و روي آن فهرستي ده گانه از مواردي كه مصرف سوخت خودرو را افزايش مي‌دهند نوشته باشد، به يك توليدكننده محتوا تبديل شده و احتمالاً به بازاريابي محتوا هم فكر مي كند.

بنابراين، بازاريابي محتوا را بايد به عنوان زيرمجموعه‌اي از حوزه بازاريابي در نظر گرفت تا حوزه‌ي تكنولوژي ديجيتال.

 

چرا متمم تا اين حد روي محتوا و استراتژي محتوا و بازاريابي محتوا تاكيد مي‌كند؟

اجازه بدهيد به جاي اينكه براي شما از گسترش اينترنت و شبكه هاي ارتباطي و موبايل و لپ تاپ – كه قطعاً رويدادهاي مهمي محسوب مي‌شوند – بگوييم، به روندي كه طي چند هزار سال اخير شكل گرفته است نگاه كنيم:

ترسيم نقاشي روي ديوارهاي غار، نمونه‌اي از توليد محتواست

هنوز نمي‌دانيم كه چرا انسان اوليه بر ديوار غارها تصاوير مختلف ترسيم مي‌كرده است.

مستقل از اينكه آن تصاوير را براي زيبايي ترسيم مي‌كرده يا براي اينكه آنها را به عبادت بنشيند و يا اينكه پيامي از خود براي بازماندگان و آيندگان به جا بگذارد، به هر حال انسان اوليه، توليد محتوا را قبل از قسمت عمده‌اي از توليدات فيزيكي آغاز كرده است.

وقتي كه ارتباطات شكل گرفت، محتوا اين بار شكل پيام را به خود گرفت.

حالا محتوا فرستنده و گيرنده هم داشت و در يونان باستان، آنها كه در دو ماراتون پيروز بودند، حاملان پيامهاي مهم تلقي مي‌شدند.

انسان همچنان به توليد محتوا ادامه داد.

محتوا فقط تصويري زيبا بر ديواره‌ي غار يا يك پيام مهم سياسي نبود.

كبوتران نامه بر و تاريخچه توليد محتوا

جارچي‌ها، اولين توزيع‌كننده‌هاي رسمي محتواي خبري بودند و طبيعتاً چون استفاده از جارچي، به پشتوانه حقوقي و سرمايه مادي نياز داشت، پادشاهان تنها كساني بودند كه مي‌توانستند عرضه‌ي انبوه محتوا را در ميدان‌هاي شهر انجام دهند و به نوعي نخستين رسانه ها شكل گرفتند.

عصر چاپ و انتشار روزنامه‌ها، نسل بعدي عرضه محتوا را رقم زد.

حالا توليد محتوا به عنوان يك شغل، رسماً شكل گرفته بود و رسانه، معنا پيدا كرده بود.

البته هنوز بازاريابي محتوا به شكلي كه امروز شناخته مي‌شود رايج نبود.

روزنامه ها، خبر و گزارش منتشر مي‌كردند و صاحبان كسب و كار هم، در ازاء پرداخت پول، اجازه داشتند آگهي‌هاي خود را در آنها منتشر كنند.

شايد اگر بخواهيم كمي موشكافانه‌تر نگاه كنيم، روزنامه‌هاي دولتي آن زمان، به نوعي فلسفه بازاريابي محتوا را مي‌فهميدند.

روزنامه منتشر مي‌شد و با انواع محتوا، مردم را خوشحال و راضي و سرگرم مي‌كرد تا در لا به لاي آن،‌ دولتها هم بتوانند به تبليغ ايده ها و نظريات خود و به نوعي به بازاريابي خودشان و افكارشان بپردازند.

راديو نسل بعدي بستر توليد محتوا بود.

حالا صدا هم به انواع محتوا افزوده شده بود و تلويزيون به تدريج تصوير را هم وارد فضاي محتوا مي‌كرد.

در اين ميان روزنامه ها نقش خود را از دست ندادند.

مجله هاي تخصصي شكل گرفتند.

اين مجله‌ها كه به صورت هفته نامه و ماهنامه براي خانواده ها، پزشكان، ورزشكاران،‌ حقوق‌دانان و … منتشر مي‌شدند، ايده‌هاي جديدي را در بازاريابي محتوا به همراه آوردند.

پزشكان هوشمند آموختند كه به جاي آگهي تبليغاتي، مقالاتي آموزشي درباره مواجهه با بيماري‌ها بنويسند.

روانشناسان، يادگرفتند كه به جاي اصرار و التماس براي اينكه مردم به آنها پول بدهند و مشورت بگيرند، ستون پاسخ به سوالات، راه بيندازند و با لبخندي بر لب و چهره‌اي مهربان، آمادگي خود را براي پاسخگويي به سوالات مطرح كنند.

آنها مي‌دانستند كه خواننده‌ي مقالات، مشتري مطب‌ها و مراكز مشاوره آنها هم خواهد بود.

ماهواره‌ها نسل جديدي از بستر ارتباطي بودند كه رسانه‌هاي فراگير را شكل دادند.

حالا كشورهاي مختلف مي‌توانستند به بازاريابي در نقاط ديگر جهان فكر كنند.

از طرفي هزينه تاسيس شبكه‌هاي جديد كاهش يافته بود.

دغدغه‌هاي ارتباط بين فرهنگي هم بيشتر شد و حالا بازاريابي محتوا مي‌آموخت كه بايد بكوشد محتواي فراگير توليد كند.

هر جا هم كه چنين مسئله اي امكان پذير نيست، بسته به سليقه مردم محتوا بسازد.

مك دونالد و محتواي تبليغاتي براي كشورهاي اسلامي

مك دونالد آموخت كه محتواي تبليغاتي‌اش در كشورهاي مسلمان،‌ بايد در ماه رمضان رنگ و بوي اسلامي بگيرد و در غير اين صورت اثربخش نخواهد بود.

كشورها آموختند كه در محتواهاي توليدي خود براي نقاط دور جهان، تصويري خوش آب و رنگ‌تر از واقعيت خود را ترسيم كنند.

صنعت گردشگري آموخت كه توليد محتوا براي جذب توريست، چيزي فراتر از انتشار سفرنامه‌هاي جهانگردان قديمي است و حالا مي‌توان تيزرهاي تبليغاتي جذاب توليد و پخش كرد.

توليد محتوا به تدريج به يك دانش تخصصي‌تر تبديل شد.

حالا روزنامه نگاران قديمي، خودشان را اصحاب رسانه معرفي مي‌كردند.

توليد فيلم و موسيقي و كتاب و مقاله موفق، به تركيبي از انسان‌شناسي و روانشناسي و حقوق و بازاريابي و مديريت نياز داشت.

هزينه توليد محتوا بالا رفته بود و مردم ترفندهاي تبليغاتي را به خوبي آموخته بودند.

در اين ميان بازاريابي محتوا به شيوه امروزي آن، به تدريج در حال شكل گيري بود.

به تدريج اينترنت و دنياي وب شكل گرفت.

وب سايت‌ها ابزارهاي ارزان قيمت و اثربخش بودند كه هر شخص يا سازماني مي‌توانست با صرف بودجه و انرژي كمي، آنها را در اختيار خود داشته باشد.

فراگير شدن كاربران اينترنت، شكل گيري امكان نقل و انتقال پول در فضاي آنلاين، شبكه ‌هاي اجتماعيوگوشي‌هاي هوشمند، همه و همه باعث شدند كه محتوا مفهومي جدي‌تر پيدا كند.

عصر جديدي شكل گرفت كه توليد محتوا و بازاريابي محتوا و تدوين استراتژي براي عرضه محتوا، يكي از دغدغه‌هاي اصلي‌اش بود.

 

چه اتفاقي افتاده است كه شكل سنتي بازاريابي و تبليغات، به سمت بازاريابي محتوا حركت كرده است؟

اتفاقات زيادي در سالهاي اخير باعث شد كه روند و مسير حركت بازاريابي از بازاريابي سنتي به بازاريابي محتوا تغيير كند.

يكي از مهم‌ترين تغييرات، ايجاد احساس آگاهي و دانش در ذهن مشتريان بود.

حركت شكل سنتي بازاريابي و تبليغات به سمت بازاريابي محتوا

اگر مي‌گفتند خودرو بايد سه چرخ داشته باشد، مي‌گفتيم حتماً درست است و اگر مي‌گفتند كف خودرو بايد از كف خيابان دو متر فاصله داشته باشد، مي‌گفتيم حتماً اسراري در اين طراحي است كه ما نمي‌فهميم.

اما امروز، هر كسي كه در خيابان راه مي‌رود و خودرويي ديده است، خود را متخصص خودرو مي‌داند. مهم نيست كه بنز باشيد و آخرين مدل خود را توليد كنيد يا تويوتا باشيد و با سهم بزرگي از بازار جهاني، محصول جديد خود را روانه بازار كنيد.

مردم به سادگي نظر مي‌دهند: كاش بنز اين آپشن را هم اضافه مي‌كرد. تويوتا در طراحي پشت خودرو كم حوصلگي به خرج داده است! شركت … نبايد به سمت توليد خودروي SUV ميرفت. طراحي گيربكس فلان شركت ضعيف است!

شبيه همين ماجرا را مي‌توانيم در مورد گوشي‌هاي موبايل هم مثال بزنيم.

مهم نيست اپل باشيد و در صنعت خود پيشرو باشيد.يا اينكه استيو جابز باشيد و مرده باشيد! هر كسي كه يك بار گوشي موبايل در دست گرفته است، معتقد است كه اگر استيو جابز را ديده بود و نصيحت‌هاي خودش را مطرح مي‌كرد، الان اپل خيلي موفق‌تر بود!

واقعيت اين است كه اگر نسبت دانش به پيچيدگي محصول را در نظر بگيريم، مشتريان موبايلهاي قديمي نوكيا كه نقش گوشتكوب را هم ايفا مي‌كرد، دانش بيشتري نسبت به موبايل خود و قابليت‌هايش داشتند تا كسي كه امروز يك گوشي هوشمند مدرن با سيستم عامل اندرويد يا iOS خريداري مي‌كند.

اما اينها دليل نمي‌شود.

مشتري امروز، به خاطر اطلاعات زيادي كه در اختيار دارد، معتقد شده است كه دانش و تخصص بيشتري هم دارد و به همين دليل، به سادگي سابق، با چند بيلبورد و تيزر تبليغاتي عمومي متقاعد نمي‌شود. او خودش را صاحب نظر مي‌داند يا در اطرافش، كساني را مي‌شناسد كه آنها را صاحب نظر مي‌داند.

حالا اگر شما مي‌خواهيد محصول جديدي عرضه كنيد، بايد مدتها در گوش مشتري، داستان‌هاي مختلف تعريف كنيد و برايش حرف بزنيد تا او بيشتر ياد بگيرد و در نهايت، وقتي خودش به عنوان كارشناس محصول و خدمت شما را ارزيابي مي‌كند، تصميم به خريد آن بگيرد!

ظهور عرضه كنندگان ارزان قيمت، اتفاق ديگري بود كه قواعد بازي را تغيير داد. تقريباً هر محصولي كه توليد كنيد مي‌بينيد كه چيني‌ها چيزي شبيه آن را به قيمتي ارزان‌تر توليد كرده‌اند.

توسعه تكنولوژي به كاهش قيمت تمام شده منتهي شده و اكنون ارزان‌ترين محصولات هم، در بسياري از قابليت‌ها با محصولات گرانقيمت، مشابه هستند.

قدرت تفكيك چشم انسان از قدرت تفكيك صفحه نمايش موبايل‌ها كمتر است و تفاوت كنتراست تلويزيون‌ها را به خوبي نمي‌فهمد.

گوش ما در شنيدن و تفكيك صدا در مقايسه با كيفيتي كه سيستم‌هاي صوتي امروزي دارند بسيار ضعيف است و ديگر به سادگي نمي‌توان ادعا كرد كه كيفيت فلان سيستم صوتي تفاوت فاحشي با متوسط سيستمهاي صوتي موجود در بازار دارد.

پارچه‌ها در چند كارخانه محدود بافته مي‌شوند و گاهي پارچه لباسي كه شما در خاورميانه مي‌خريد و لباسي كه در غرب اروپا يا آمريكاي شمالي خريداري مي‌كنيد به دست يك نفر و زير يك دستگاه توليد شده است!

پس به نظر مي‌رسد كه اگر از حد متوسط عبور كرده باشيم، مشتري تا حد زيادي داستان‌ها را مي‌خرد! ردبول به نسبت يك نوشابه انرژي‌زاي گمنام، داستانهاي بيشتري در گوش من و شما خوانده است! به همين دليل است كه گفته مي‌شود امروز يك برند، بايد خودش را يك ناشر ببيند (توضيح بيشتر:بازاريابي درونگرا و برند به عنوان ناشر)

مسئله سوم، گرانتر شدن بسترهاي سنتي تبليغات است.

طي دهه اخير، برندسازي و بازاريابي و تبليغات و مفاهيم مشابه،‌ بيش از آنكه به نفع توليدكنندگان كالا و خدمات عمل كنند، به نفع رسانه‌هاي تبليغاتي عمل كردند.

هر روز تقاضا براي تبليغات تلويزيوني بيشتر شد.

هر كسي دوست داشت در روزنامه‌ها تبليغ كند. صاحب هر كسب و كار مربوط و نامربوطي، در آرزوي خود روزي را مي‌ديد كه نامش بر روي بيلبورهاي خياباني حك شود.

تقاضاي زياد، قيمت‌ها را هم افزايش داد و از سوي ديگر، مخاطب كه هر روز با حجم بيشتري از تبليغات مواجه بود، بيش از گذشته،‌ نسبت به تبليغات بي‌تفاوت شد.

بيلبوردهاي خلاقانه كه زماني تصميم مشتري به خريد را شكل مي‌دادند، امروز به سختي حتي مي‌توانند لبخندي بر لب مشتري بياورند و ايده‌هاي تكراري هم مخاطب را دلزده كرده است.

چهارمين مسئله اين بود كه آشنايي مخاطب‌ها با فرايند تبليغات و همينطور جزييات اجرايي و عملياتي آن، اثربخشي تبليغات را كاهش داد.

حالا ديگر خيلي سخت است كه به بيننده‌ي تلويزيوني بقبولانيد كه به عنوان يك كارآفرين موفق به تلويزيون دعوت شده‌ايد.

هر كس كه در زير يك پله به دستفروشي هم مشغول بوده، پيشنهادهاي مختلف براي توليد مشترك برنامه‌ها را شنيده است و حتي تعرفه‌ها هم مشخص است.

رپورتاژ آگهي در روزنامه‌ها ديگر كسي را هيجان زده نمي‌كند. مردم هنگام ديدن سريال‌ها، زمان دستشويي رفتن خود را با ساعت تبليغات تنظيم مي‌كنند! به عبارت ديگر، همزمان با گران شدن بسترهاي تبليغاتي، اثربخشي آنها هم كاهش يافته است.

content-marketing-motamem-social

وضع فضاي آنلاين و شبكه‌هاي اجتماعي هم بهتر نيست.

قيمت فالور اينستاگرام مشخص است! بگوييد كه امروز چند فالور داريد و مي‌خواهيد هفته‌ي بعد چند فالور داشته باشيد تا فالور‌ها را با تخفيف به شما بفروشند!

فالورهاي كم خاصيت در شبكه‌هاي اجتماعي زياد شده‌اند. همانهايي كه به روح سرگردان موسوم هستند.

در صفحه فيس بوك خود ده هزار فالور داريد و مطلبي كه مي‌نويسد صد عدد لايك مي‌خورد.

بخشي از مردم فقط كنجكاوي مي‌كنند و بخشي ديگر حتي همين كار را هم انجام نمي‌دهند.

شبكه‌هايي مانند وايبر را هم كه همگي ديده‌ايم.

در يك لحظه همزمان دو تبليغ در مورد كنسرت يك خواننده و عرضه مستقيم پوشك كودك دريافت مي‌كنيم.

ايميل‌هاي گروهي هم كه به سرنوشت پيامك‌هاي گروهي دچار شده‌اند و هر كسي با كمي صرفه جويي در غذاي روزانه مي‌تواند بودجه‌اي براي ارسال پيام به همه هموطنان خود ذخيره كند!

 

 

بازاريابي محتوا، در چنين بستري شكل گرفت.

سوال اصلي بازاريابي محتوا اين بود كه: چگونه مي‌توان از رسانه هاي قديمي به شيوه اي اثربخش و ارزان قيمت استفاده كرد؟ همچنين چطور مي‌توان از رسانه هاي جديد كه فعلاً بيشتر نقش اسباب بازي و سرگرمي ما را دارند، ابزارهايي ارزان اما اثربخش براي ارزش آفريني خلق كرد؟

 

منبع : متمم


برچسب‌ها: بازاريابي محتوا چيست؟,بازاريابي محتوايي,توليد محتوا,استراتژي محتوا,


ادامه مطلب...